مهدى محقق

74

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

الكيفيّة 78 / 13 كيفيت مانند سياهى و سپيدى ، و گرمى و سردى ، و ترى و خشكى ، و بيمارى و تندرستى است . الكيفيّات الأربع الأمّهات 95 / 9 عبارتند از حرارت ( گرمى ) ، و برودت ( سردى ) ، و رطوبت ( ترى ) ، و يبوست ( خشكى ) . اينها را امهات ( مادرها ) خوانند ، زيرا كيفيات ديگر تابع اينهايند و با پديد آمدن اينها پديد مىآيند ؛ مانند رنگها و مزه‌ها و بويها و مانند اينها . الكيلوس 163 / 10 خوردنى و نوشيدنى كه در معده مخلوط شده و پخته گرديده است . الكيموس 163 / 7 « 135 » مادّه و خلطى كه در بدن انسان پديد مىآيد . اللّحم 111 / 13 « 136 » گوشت بر دو قسم است : يكى كه حشو شظاياى ( جمع شظيّة ؛ پاره ، شكافته ) عصب است در عضله كه آن را « لحم مطلق » خوانند ، و ديگرى حشو ميان عروق در احشاست ، مانند گوشت طحال و گوشت ريه . اللّحم المطلق 111 / 11 عبارت است از حشو شظاياى عصب در عضله . اللّقوّة ( كژ شدن روى ) 123 / 2 « 137 » كج شدن صورت است ، يا به جهت تشنجى كه در يك طرف صورت است كه آن را به خود مىكشد و يا رخوت و سستى است كه در يك طرف صورت پديد مىآيد . مادّهء مؤثر در لقوه و فالج يكى است ، جز آنكه فالج در همهء اعضاى بدن است ولى لقوه اختصاص به صورت دارد . له 80 / 2 « 138 » رجوع شود به « القنية » .

--> - بر بارى تعالى اطلاق جوهر كرده‌اند از آن ، قائم به نفس اراده كرده‌اند نه جوهرى كه اعراض بر آن حمل مىشود . « فى وحدانية الخالق » ، مجلة المشرق ، 1903 م . ص 11 . ( 135 ) . كلمهء كيلوس و كيموس يونانى تا اين اواخر مورد استعمال دانشمندان بوده است ، چنان‌كه حاج ملا هادى سبزوارى در شرح غرر الفرائد ، ص 290 مىگويد : اولها المعدى للكيلوس * و الكبدى الثانى للكيموس ( 136 ) . لحم و عصب هريك همانند ديگرى است ولى لحم خون‌آميز و نرم و گرم است و عصب بر خلاف آن است . كتاب جالينوس فى الاسطقسات ، ص 120 . ( 137 ) . و سبب لقوه رطوبتى بود تنك كه به يك شق فرود آيد ، از روى تا يك نيمهء روى سست شود و آن نيمهء ديگر از روى متشنج گردد . هدايه ، ص 261 . ( 138 ) . ابن رشد مىگويد كه « له » استعمالات گوناگونى دارد : اول ، بر طريق ملكه و حال ، چنان‌كه گوييم « ان لنا -